روانشناسی محیطی برای شهرسازان: پایههای نظری (پست 3)
مدرس: سمانه مهدینژاد
منابع اصلی: فصل ۱۸ کتاب IAAP Handbook of Applied Psychology (Gifford et al., 2011) و منابع ارجاعشده در متن.
هدف سری پستها: این سری برای کمک به دانشجویان کارشناسی شهرسازی و معماری در درک اصول روانشناسی محیطی، از تعریف تا چالشهای جهانی، تهیه شده است. مطالب به زبان ساده بازنویسی شده تا به راحتی قابل فهم و استفاده در پروژههای طراحی شهری باشد.
پایههای نظری
هفت رویکرد نظری اصلی روانشناسان محیطی را هدایت میکنند، هرچند نظریههای متمرکز بسیاری برای مسائل خاص وجود دارد.
- رویکردهای تحریکی محیط فیزیکی را بهعنوان منبع حیاتی اطلاعات حسی مفهومسازی میکنند (مثلاً وولویل، ۱۹۶۶). رویکرد سطح سازگاری فرض میکند افراد به سطح خاصی از تحریک محیطی عادت میکنند (مثلاً هلشن، ۱۹۶۴). تحریک بیش از حد یا ناکافی تمرکز نظریههای برانگیختگی، اضافهبار (مثلاً کوهن، ۱۹۷۸)، تحریک محدود محیطی (سودفلد، ۱۹۸۰)، و استرس (مثلاً ایوانز، ۱۹۸۲) است.
- رویکردهای کنترل بر اهمیت کنترل واقعی، ادراکی یا مورد نظر فرد بر تحریک تأکید دارند (مثلاً بارنز، ۱۹۸۱)، و شامل نظریههای تنظیم مرز (مثلاً آلتمن، ۱۹۷۵).
- روانشناسی اکولوژیکی اهمیت تنظیمات رفتاری (behavior settings) را تأکید میکند — واحدهای کوچک اجتماعی-فیزیکی که شامل الگوهای منظم رفتار فرد–محیط هستند (بارکر، ۱۹۶۸).
- رویکردهای یکپارچه مانند تعاملگرایی، معاملاتی، و نظریه ارگانیسمی تلاش میکنند رابطه کامل و پیچیده افراد و تنظیمات را توصیف کنند (استوکولز و شومکر، ۱۹۸۱؛ آلتمن و راگاف، ۱۹۸۷).
- رویکردهای عملی اصول انتزاعی را کماهمیت میدانند و بهجای آن رویکرد حل مسئله مستقیم را اتخاذ میکنند که از تکنیکهای تغییر رفتار استفاده میکند (مثلاً گلر، ۱۹۸۷).
- رویکردهای محیطمحور مانند مدل معنوی–ابزاری و اکوپسیکولوژی مسئله رفاه خود محیط و توانایی آن برای حمایت از رفاه ما را مطرح میکنند (مثلاً کلیتون و بروک، ۲۰۰۵).
- رویکردهای مبتنی بر روانشناسی اجتماعی توضیح میدهند کدام عوامل رفتار پرومحیطی را تحت تأثیر قرار میدهند و چگونه میتوان آنها را تشویق کرد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۴ ساعت 14:42 توسط 2lstudio
|